to joke, to jest, to fool, to kid, to jape, to sport, to josh, to banter, to gag, to chaff, to spoof, to tease
to joke
to jest
to fool
to kid
to jape
to sport
to josh
to banter
to gag
to chaff
to spoof
to tease
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آنجا ایستادیم و با هم شوخی کردیم.
We stood there and bantered.
پسر جوان با دوستانش در خیابان قدم میزد، میخندید و شوخی میکرد.
The chico walked down the street with his friends, laughing and joking.
شوخی میکنی یا داری جدی میگی؟
Are you jesting or are you speaking seriously?
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «شوخی کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شوخی کردن